محمد مهدى ملايرى
34
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
حاصل شده تا به امروز رسيدهاند ؛ اين كار نه تنها خلئى را كه همهء پژوهندگان تاريخ و فرهنگ اين منطقه در همهء اين كشورها از ديرباز آن را احساس مىكردهاند پر مىكند بلكه خود نيز نمونهاى از يك كار علمى مشترك و باارزشى خواهد شد كه همهء مراكز علمى و پژوهشى تاريخى و جغرافيائى جاهاى ديگر نيز از آن برخوردار خواهند گرديد و فتح بابى هم خواهد شد تا با كارهاى مشترك در زمينههاى ديگر گامهاى ديگرى در راه همكارىهاى علمى كه اين منطقه بدان نياز فراوان دارد برداشته شود و يكى از آن زمينهها زبان و ادبيات فارسى است . * * * زبان فارسى در كشورهاى فارسىزبان هرچند امروز زبان فارسى در همهء سرزمينهائى كه در قرن چهارم هجرى مقدسى بشارى آنها را اقليم الاعاجم خوانده به عنوان زبان جامع و مشترك همهء آنها باقى نمانده و از مجموع آنها جز سه كشور ايران و افغانستان و تاجيكستان به عنوان كشورهاى فارسىزبان شناخته نمىشوند ، بىآنكه پايگاههاى مهم زبان و ادبيات فارسى را در شبهقارهء هند و پاكستان از ياد ببريم يا ارج و بهاى بزرگانى را كه آن قاره در فرهنگ و تمدن ايران پرورده است فراموش كنيم يا زبان و ادب فارسى را از همكاريهاى دانشمندان و فرزانگان آن ديار بىنياز بدانيم . يا اين را ناگفته بگذاريم كه ادبيات زبان فارسى با ويژگىهاى خود كه همواره جنبهء انسانى و جهانى آن بر جنبههاى محلى و بومى آن چربيده است ، در زبان و فرهنگ بسيارى از اين كشورهاى ناهمزبان هم ردپائى از خود گذاشته كه محققان آن ديار هم براى تدوين تاريخ و فرهنگ گذشتهء خود ناچار بايد از آن آگاه باشند و اثر آن را در تاريخ و فرهنگ خود بشناسند . اما در اينجا كه سخن دربارهء مسايل زبان فارسى است روى سخن هم بيشتر با فرزانگان همين كشورهائى است كه فارسى ، زبان دانش و انديشه و فرهنگ آنها و زبانى است كه بايد به پايمردى آن